أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
178
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
مثنوى زمستان بود نزد مؤمن بهار * شب و روز آن گشته آسان دو كار شب از بهر طاعت وسيع المجال * پى روزه روزش سريع الزوال و چون الوند از صحارى شرور رو به وادى گريز نهاده و رايات همايون چون آيات سرور به عزم تبريز داد صحرانوردى داده بود ، منهيان به اطراف و جوانب [ 224 ] ممالك رفته تفحّص و تجسّس اخبار بلاد و ديار مشغول بودند . در اين اوقات كه هواى بهار پرده سر از روى كار برداشت و اعلام شكوفه را جهت لشكركشى خيل رياحين در صحن چمن برافراشت ، گلبن محنت ديده گرههاى غم از دل بيرون كرد و غنچهء گره پيشانى از قدوم بهار رو در شكفتگى آورد . بيضههاى صنوبر از پوست برف برون آمده به عدد آنها فراز آن اشجار مرغان طيّار شدند و گل سورى از پردهء مستورى به دولت و عزّت بىشمار به صفّه بار آمد . خطيب عندليب فراز منبر گلبن آغاز خطبهخوانى نمود و مقرى قمرى بر منار سرو سرافراز بعد از اداى بانگ نماز زبان به ذكر « قد قامت » گشود . قاصدان جوانب و اطراف كه به قدوم استخبار و استكشاف راهپيما بودند ، بعد از تحقيق هرگونه خبر به اردوى قيامت حشر مراجعت نمودند ، از جمله اخبار صداقتآثار به عرض رسانيدند كه ، الوند بعد از شكست ناپيوند از بيم جان عزيمت آذربايجان كرده و در آن ديار به عزم حرب و پيكار حشرى بر خود جمع آورده مكنون ضميرش آنكه ، نوبت ديگر يكران شجاعت در ميدان مردانگى جهاند يا زمام آرزوى جهانبانى به دست آرد يا دست بر اسباب كامرانى فشاند . بنابرآن نوبت ديگر خاطر خورشيداثر بر آن قرار يافت كه رايت فتح آيت همايون لشكريان را به جانب آذربايجان راهنمون آيد و به دست تأييد « بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ [ 225 ] يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ » « 1 » ابواب انبساط بر روى عالميان بگشايد . به آن سبب جارچيان در اطراف تبريز به ايصال حكم قضا توان در فغان آمدند و لشكريان به عزيمت ارزنجان زين جهانپيماى بر كميت ممالكگشاى نهادند . و شتربانان قطارهاى فلكمثال در اقطار آن عرصهء وسيع مجال در حركت آوردند و بختيان كوه كوهان را از
--> ( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 64 . « دستهاى خدا گشاده است به هر سان كه بخواهد روزى مىدهد » .